|
نازنينم ! باز مهربانی چشمهايت ، پنجره ی خيالم را ستاره باران کرد ؛ باز گرمی دستانت ، روحم را تا دورترين ، لمس يادها برد ؛ نازنينم ! به شب و روز ، به بيقراري امواج ، به برگ برگ شاخه های درختان ، به بی قراری بادهای سرگردان قسم ! نـــمی توانم پلکهايم را به روی خيال تو ببندم نــــمی توانم ! نــمی توانم عطر ياد تو را ، از چهارفصل دلم پاک کنم … نـمی توانم! باورکن ، نمی توانم !
باز هم محرم مي آيد و امام زمانمان شال عزايش را به گردن مي اندازد و باز هم خون گريه مي كند!
نمي دانم چقدر براي استقبال و استفاده از اين ماه آماده شده ايم؟ چقدر چشمهايمان را براي "باريدن" شسته ايم؟ و چقدر دلهايمان را براي عاشقي آراسته ايم؟
تا نگردد ز تو اين دير خراب ، آلوده و اگر هنوز هم خود را لايق حضور در اين فيض عظيم نمي دانيم، تا محرم اندكي فرصت باقي مانده است... فرصتي اندك... خوشابحال آنان كه در مُحرَّم، مَحرَم مي شوند!!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما می گریخت چند روزی است دلم دیدنی است حال من از این و آن پرسیدنی است گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ حالم را گرفتم یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که این گونه بمیریم شاید خدا خواست که دل تنگ بمیریم
حکایت جالبیست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند.
موج اگر می دانست ساحل هیچگاه دستش را نمی گیرد هرگز نفس نقس نمی زد برای رسیدن. همیشه سعی کن مثل سنگ دریا با مردم انقدر رو راست باشی تا هرچی تو دلشونه واست خالی کنن فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن
|
About![]()
به نام خدا خالق انسان; به نام انسان خالق غم ها ; به نام غم ها به وجود آورنده ی اشکها; به نام اشک تسکین دهنده ی قلبها; به نام قلبها ایجاد گر عشق; و به نام عشق زیباترین خطای انسان Archivesدی 1387آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 Authorsیک عاشقعاشق Links
قصر عشق قصر تنهاییها |